أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

252

قانون ( فارسى )

گفتار چهارم نيروى ديد و حالات آن فصل اول ناتوانى نيروى ديد ، كه چندين سبب احتمالى دارد 1 - مزاج بيمار معتدل نيست و سوء مزاج دارد . سوء مزاج خشك ، يا سوء مزاج تر چيره و داراى خلط است ، يا سوء مزاج ساده و بدون ماده است . 2 - بخار بالا رو از تن بيمار و به‌ويژه از معدهء بيمار به چشم رسيده و نيروى ديد را ناتوان كرده است . 3 - سرماى زياد ، بدون مادهء سردىزا . 4 - حرارت چيره بر بدن ، بدون مادهء خلط حرارت‌زا ، يا همراه مادهء خلط حرارت‌آور . 5 - سبب ناتوان شدن نيروى ديد در مغز است ، مثلا : بيمارى در گوهر مغز عموما يا در بطن جلوى مغز است . مثل اينكه بطن جلوى مغز از اثر ضربت به سر وارد شدن زير فشار قرار گرفته باشد و تأثير آن بر چشم آمده و نيروى ديد را ناتوان كرده باشد . يا قسمت جلو بطن جلوى آسيب ديده و سبب نديدن شده است . 6 - اكثرا از اثر رطوبت چيره ، يا خشكى چيرهء مزاج بدن - كه در نتيجهء بيماريها رخ دهد - نيروى ديد ناتوان مىشود . 7 - حركت و جنبش بدنى فوق العاده و بيش از اندازهء لازم ، بر نيروى ديد اثر مىگذارد . 8 - پاك‌سازيها و تخليه‌هاى بيش از حد و به افراط سبب كم‌سويى چشم مىشود ، زيرا مادهء رطوبى لازم مىخشكد . 9 - حركت بيش از لازم روانى ، شايد سبب ناتوانى نيروى ديد شود . 10 - ممكن است سبب در خود روان بينايى باشد . 11 - اندامان پيرامون چشم از قبيل عصب توخالى آسيب ديده باشند . 12 - آسيب در خود لايهء پرده‌هاى چشم است . 13 - ممكن است روان بينايى از حالت طبيعى نازك‌تر ، غليظتر ، سفت‌تر ، يا كمتر شده است ؛